تبليغاتX
و لحظه های تپش ....!!!!
و لحظه های تپش ....!!!!

نه برای من است و نه آن که به لبخند سنگی می خندد ...تنها برای توست که دلت دریاست




نه براي من است و نه آنكه به لبخند سنگي مي خندد ، تنها براي توست كه

دلت درياست !!

توسط lotus |

تولد بهار و دستاي من !



 

دارم به شكفتن بهارم توي زمستون نزديك ميشم و دستام هنوزم خاليه !!!!!

از نيمه ي زمستون به بعد ، كم كم به روز شكفتن بهارم نزديك ميشم و هنوز هم

دستام خاليه !!!!

فكرم پناهم رو بريده و نگاهم حيا ميكنه از نگاه اين و اون وقتي كه بهم ياد اور

ميشن كه دستام خاليه !!!!

دلم شرم ميكنه از هم صحبتي با دل بهار و صداي من به انتظار خفقان ميمونه اگر

باز هم دستام خالي بمونه!

كاش كه ميشد سوالي براي قدم هام نپرسن ، نگاهي براي نظرهام ، نباشه ،

كاش ميشد تنها بود و تنها به بهار دلخوش بود ، كاش ميشد براي لحظه ها از كاش

ميشد ها صحبتي نكرد !!!!

اما كاش ميشد كه دستام خالي نمونه !   

 

توسط lotus |

يادت مياد ؟


يادت بيار بارون نم نم خدا

همون كه شست بدي ها رو به يك صدا

يادت بيار تموم اون لحظه هاي خوش همو .

به زير بارون ، زير گنبد كبود

يادت مياد با هم ديگه قدم زنون

خيس ميشديم اما نبود غمي هنوز؟

تو كوچه عطر نفست رنگ صدات

تولدي دوباره بود براي من

يادت مياد زير سايه بون اون درخت ناز

من و تو كنار هم ، پناه هم

با دهن كجي به بارون خدا با همديگه

با چشماي پر از شكوفه هاي مهر

با دستاي سرد ، ولي داغه از عشق

مي خنديديم  به قسمت و به لحظه لحظه هاي شاد

بي غم و غصه كه ديگه شايد روزي ديگه نياد

كه چشم من ببينه چشم نازتو

كه دست من تو دست تو

با گرمي وجود تو

جون بگيره مثله بهار

صداي راه رفتن تو

با نم نماي  باروني

كه روي شونه هات بودن

تو چشم و گوش من پره

من با تو آروم ميگيرم

تو آغوشت جون ميگيرم

من با تو تا كهكشونا

پاي پياده هم ميرم

تو غم نخور دلاي ما

تا هميشه با همديگس

حتي گلاي اطلسي

تو دل ما كم ميارن

حرارت وجود تو

نگاه پر محبتت

كلام پر صداقتت

بي گفتنه دوست دارم

براي لحظه لحظه هام

طرح هاي عشق و ميزنه

گل بوته هاي عشقي رو

توي دلم قلم زده

اما به اون خدا قسم

بي طاقتم تو درد تو

دل تو دلم نيست نباشي

جون تو تنم نيست ، تو بري

تو اخم كني من نميرم

تو هم بري ، من نميرم

خدا به من جوني داده

روح خودش رو هم داده

اما فقط يه دل داده

يه دل كه رد پاش توشه

يه دل كه عاشق اونه

اون دلو من به تو دادم

تو هم بري ، من نميرم

يادت مياد اونروزي كه توي خيابون شلوغ

با گلبوسه هاي تو، جون به جونم اضافه شد

اما يادت نمياد اون شبايي كه

تو آغوش تو خوابيدم

لحظه به لحظه با توام

تموم حرفام با توئه

اگه ميشد كه مال همديگه بشيم

چه خوب ميشد ، دنيا به كام من ميشد

خداي من سلامتيه اون برام

مهمتر از جون منه

دوسش دارم ،  دوسم داره

  اما خداي مهربون

تو كاري كن كه اون بگه : خدا جونم دوست دارم

تو ميتوني دل ما رو با همديگه

يك دل و هم صدا كني

راستي خدا قاصدكاتو من ميخوام

بگو برن كنار اون  اما به من خبر بدن

اگه بياد قاصدكي كه بي خبر باشه از اون

به جرم اين بي خبري ، با يه نفس

با چشماي منتظرم ، پر پر و نيستش ميكنم

تا درس عبرتي بشه

براي تك تك همه قاصدكا

خدا جونم ، فرشته اي بزار براش

كه جاي من ببوسدش

كه جاي من هواشو داشته باشه و .

نزاره گرد غم روي نگاش بره

نفس نفس به جون اون

خدا ، نگاه مهرتو اضافه كن

قدم قدم با قدماش ، خدا جونم

يواش يواش تو هم برو

 

توسط lotus |

تا ابد با تو خواهم ماند


شايد بپرسي از خودت

بي تو نگاه من كجاست

شايد بپرسي از خودت

عشق و حواس من كجاست

نميدوني ، اما اينوخوب ميدونم

دلم به ياد دل توست

زنده به عشق پاك توست

چشم به راهي خشك شده

كه معبر عبور توست

شايد بپرسي از خودت

زنگ صداي من چي شد ؟

رنگ نشاط من چي شد

صداي بي غريقه من ، غرق شده توي اين سكوت

ميدوني اين سكوت شوم

تبعيديه فاصله هاست ؟

ميدوني اين فاصله ها

دشمن بين عاشقاست

نميدوني كه تو هنوز

تك افقه دل مني

كاش كه بدوني هنوزم

تنها ستاره ي مني

عزيز من ، حالم خوبه

براي من غصه نخور

تودنياي وارونمون

به خاطرم غمي نخور

هراس من از امروزه

كه اشك فرصتم نده

از امروزه كه اين زمون

زمان بيشترم نده

شايد بپرسي از خودت

ميشه هنوز منو بخواد؟؟؟

من تو جواب تو ميگم

بپرس ميشه تورو نخواد؟؟؟

 

 

توسط lotus |

دعاي افطار من


براي بزرگي خدا ، براي عظمتش ّ براي قدرتش و كرمش و رحمت و بخشش كاري نداره كه از يه دونه ي پست يه

باغ بهشتي بسازه ، به درگاه همون خدا براي تو كوبيدم و دعا كردم ....

دعا كردم كه شاد باشي  و آروم و سربلند ، با عزت و افتخار .

دعا كردم قدم هات به سمت صلاحت برداشته شه و قله ي اهدافت نزديك تر شه .


توسط lotus |

گل و بلبل


گل سرخ در باغ خوش ميزيست و با باد هم نوا بود ...بلبل همنشينش شد ...چندي بعد باغبان دسته اي گل به

باغ آورد ..تازه ...جوان .... گلهاي سرخي سرزنده .....به خوبي ميزيستند ..دوستانه ....آرام ....و باز بلبل

هم نشينشان بود .... گل سرخ تنها ماند و تنها نگاه كرد .... جرمش گذر زمان بود و قياس فناپذيري ها !

و بلبل هم چنان در خواب است و هم چنان از اين گل به آن گل هم نشين شدن !

چه قياس بي جايي!!!!

توسط lotus |

وبلاگ


من اگر اينجا رو نداشتم ، اين دنياي مجازي ، اين بلاگ ، تا الان حتما كم آورده بودم !!!!!!!!!!!

خدايا ، نوشتن و از من نگير !!!

توسط lotus |

توجه توجه


قابل توجه : 

آدم غرورشو خــــــــیـــــلـــــــی زیاد ، شاید بیشتر از تموم داشته هاش ، دوس داره
ولی حالا ببین اگه همون آدم ، غرورشو به خاطرت ، نادیده بگیره ،پس چه قدر دوســـــت داره

توسط lotus |

باصداي بلند بخوان

 

شعر زیبای حمید مصدق:



تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت!

جواب بسیار زیبای فروغ فرخ زاد...



من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک

لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد

گریه تلخ تو را

و من رفتم و هنوز

سالهاست که در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت...


و در ادامه جواد نوروزی...




دخترک خندید و

پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش می خواست،

حرمت باغچه و دختر کم سالش را

از پسر پس گیرد !

غضب آلود به او غیظی کرد !

این وسط من بودم،

سیب دندان زده ایکه روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم،

                                           بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان ِ

                                         تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم

                                                      چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود...

                                        دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

                                           پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

                                            سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

                                          جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت...

 

توسط lotus |

آرزوهاي ما


دلم ميخواد به آرامش دستاي تو چنگ بزنم و گريه هام دنيا رو زير آب ببره و هرچي فاصله است غرق شه !

دلم نميخواد ماه آسمون بموني و ستاره ها دورت كنن !

دلم ميخواد ديگه مجبوذ نشم بگم كه چي رو دلم ميخواد و چي رو نميخواد !!!


توسط lotus |

اگر كسي هست ، دستش بالا !!!


يعني بين اين همه واژه ، كم آوردن بدترين واژه است ؟؟!!

اگر من هم كم آوردم ، خواستم يكي كنارم باشه ، كي رو دارم ؟؟؟

توسط lotus |

.....


عشق را از زمین بگیرید!


                            چه می ماند؟ به جز یك گور بزرگ


                                                                         برای دفن كردن همه ما

توسط lotus |

سايه


يه سايه ....

يه سايه ي سياه روي لحظه هاي ماست !

حسش ميكنم ...

نميدونم سايه ي كيه !!!!!

اما سنگينه !!!!

خيلي سنگين !

مثل يه بختك ! آره ، خودشه ، مثله يه بختك شوم ، نكنه واقعا سايه ي بختكه ؟

دلم نميخواد جلوي يه سايه ي شوم كم بيارم و زندگيمو از دست بدم !

دلم نميخواد تو رو ازم بگيره ....

دلم نميخواد .....

 


توسط lotus |

يه سوء تفاهم



اگر حرف نزنم             اگر نگم چمه            اگر نگم از چي ناراحتم          اگر ازت نپرسم              اگر بزنم به رگ بيخيالي              اگر ......                  اگر ....                            اگر....  

دوست داشتنمو كه نيمتونم انكار كنم !

ميشينم فكر ميكنم . يه درخت . يه شاخه . دو شاخه . سه شاخه . ...... شاخه شاخه تااااااااا 1000 تا شاخه !!!!!!!

اينجوري از يه مورچه يه ديو ميسازم !!!

من ميگم كه سوء تفاهم نشه .......وقتي ميگم ، وقتي ازت ميپرسم و بي ملاحظه ي اينكه امكان داره من ناراحت شم جواب ميدي ، خيالم تخت ميشه كه راست ميگي ، بهت اعتماد دارم و وقتي ازت ميپرسم اعتمادم بيشتر ميشه .... بعد فراموش ميكنم . ديگه نه خودمو نه تو رو اذيت نميكنم !!!


اما فكر نميكردم از ين كارم ناراحت شي ...اما شدي!!!!!!!!!!!!!!!

شايد بهتره ديگه نگم !!! نميدونم ! بهم بگو !

توسط lotus |

ستاره


فكر مي كردم ستاره هاي آسمون تموم شده و ديگه هيچ املاكي اي نيست كه يه ستاره به نامم بزنه ، فكر ميكردم اينقدر از آسمون دور شدم كه ستاره ي منم يادش رفته ماله منه و اونو يكي اومده چيده .

فكر ميكردم همه ي حرفا و همهي ليلي و مجنونا يه افسانه ي دروغه و همه ي دوست دارما يه لفظ دورغ ، فكر ميكردم هيچ دونفر واقعا عاشقي به هم نميرسن .

فكر ميكردم ، اما الان كه ستاره ي من ، برگشته پيشم ، فكر ميكنم تمام اون لحظه هايي كه نبود و من كنارش باهاش حرف ميزدم ، همه ي اون لحظه هايي كه به يادش قدم ميزدم و كاراي روز مره ام و به بهترين نحو انجام ميدادم تا توي خالم شاد شه ، همه ي اون لحظه ها اونم بوده !!!!!!!!!
اونم منو دوست داره .... ستاره ي من به من فكر ميكنه . فكر ميكرده !

من ستارمو دوسش دارم ...................نميخوام برم جاي ديگه كه تو حسرت آسمون اون بمونم .

اما من زميني ام . اون آسموني !

اما من با اونم . فقط با اون ......................................اما ما ، هردو همو ميفهميم و دوست  داريم

توسط lotus |

خداوند من




خــــــــــــــدايا  ، اين تكرار لحظات را تكرارش كن ...تكراري ترينش هم برايم تازگي دارد ...

توسط lotus |

عشق هميشه روشنم!!!


چقدر خوبه حتي اگر واسه يه لحظه بتوني خودت جاي نقطه چين هاي خالي زندگيتو با اون چيزايي كه دوست داري پرش كني
چقدر خوبه حتي واسه يه لحظه يه دوست داشتن رو از كسي كه لايقه تجربه اش كني
چقدر خوبه دوستت دارم و به كسي بگي كه ميدوني با شننيدنش جو گير نميشه و  بي تفاوت تر شه !
چقدر خوبه بخواي با كسي باشي كه ميدوني توي سختيا پشتشو خالي نميكني و تنهات نميزاره
چقدر خوبه اينهمه خوبي رو داشته باشي و بتوني قدرشو بدوني .......

توسط lotus |

به يك عدد صاعقه نيازمندم


آسمون اينجا بارونيه آسمون بالاي سر تو چي ؟

خدايا ، آسمون بالاي سر تو هم باروني ميشه ؟

اونجا هم رعد و برق ميزنه ؟

خدايا تا حالاشده توهم بترسي؟

تو هم تنهايي ، مگه نه؟

تو هم گريه ميكني؟

بارون گريه ي توست ؟

خدايا ، آسمون دل من بارون ميخواد بيا يه تلنگر بزن آخه صاعقه با دلم فاصله داره !!!!!

بي صاعقه ، بارون نمياد !!!


توسط lotus |

لوتوس


آره ، درست حدس زدي ...

فاصله ي ما زياد شده ، خيـــــــــــــــــــــــلي زياد !

اونقدر كه ديگه صداي همديگه رو  به سختي ميشنويم ....

اما اينم بدون لوتوس با نوشتن به دنيا اومد    تا  زمان مرگ هم مينويسه ...

تو لوتوس رو ساختي پس از ساخته ي دستت لذت ببر !

البته اگر تونستي!!!!

توسط lotus |

تغيير ناگهاني من

اين روزا توي آسمون روز ، شب، وقت و بيوقت چشامو ميچرخونم تا شايد اون لابه لا ها يه آشنا ببينم كه مثل سابق بتونم دستشو بگيرم و باهاش تا افق برم !

روي تاب بشينم و به نگاهش كه پشت خورشيد جا مونده زل بزنم .

عمق نگاه تو  از پشت خورشيد به راحتي ديده ميشد ،خورشيد اونقدر كوچيك بود كه نگاه تو از اونورش به وضوح ديده ميشد و يا شايدم نه! ، شايد عظمت نگاه تو براي دلم اونقدر بزرگ بود ه كه عظمت خورشيد رو ميشكسته!

چه فايده !

وقتي بعد اون همه شعر ، بعد اون همه نامه ، بعد اون  همه صدا ، حالا شدم يه داستان نويس نوپا كه گم ميشه توي ثانيه هاي داستانش ولي حتي اونجا هم نه ردپاي تو پاك شد نه خودت پيدا شدي !

ميگن افسانه ، ولي من ميگم افسون . افسون شده اين روزگاري كه من با تو گذروندم اونم با نيش مار !

چه فايده وقتي صداي سكوتت رو بشنون و خودشونو به كري بزنن ؟ همه حتي خود تو!

 تو ديگه چرا ؟؟؟؟

بين اون غربتي كه الان توش گير كردي يه دل هست كه  فقط دل نگرون توئه و تو بهش ميگي ساده دل و

بهش ميخندي!

چقدر دلم ميخواست يه بار آسمون وعوض كنم تا ديگه با اون غرور بيخودش با يه صاعقه قلب يه مادر و ازسينش در نياره و نيشخند بارونيشو نثارش كنه .... ديگه آسموني  نباش !

ديگه پاي پياده ماه رو قدم نزن كه از اون پايين همه بهت خيره نشن كه بخواي به تك تكشون سلام بدي !

نميخوام وضوح واژه ها كلامم رو ساده فهم عالم كنه اما دلم ساده تر از عالم اون بالاست كه توي آسمون و زمين معلق مونده !



توسط lotus |

 


                و اکنون است که دل تنگم هم دلتنگی کند .....     

        آرام قدم بردار و کم کمکی بمان شاید که دلم آرام گیرد...

توسط lotus |

اولین روز کارم بود ... 20/2

دلم میخواست تو می اومدی و ملودی زیر متنام و واسم میزدی ... با پیانو !

دلم می خواست تو هم به صدام گوش می کردی و نظر می دادی وقتی می گفتم : سلام کوچولوی نازنین !

دلم می خواست تو هم نگاهم می کردی وقتی که من اون پشت مشغول قصه خوندن بودم ...

دلم می خواست تو رو هم می دیدم وقتی از اتاق ضبط به روبه رو خیره می موندم ...

دلم می خواست روز اول کارم رو تو بهم تبریک می گفتی !

دلم می خواست تو هم مثل من از من واسه این تجربه ی جدید شیرینی می خواستی !

دلم ... دلم ...دلم ...

این روزا خیلی چیزا دلم می خواد که دیگه از محالاته !!!

یعنی حالا که اینا نشده ! یعنی واست مهم نیست ؟؟؟؟!!!!!

اما نه ...

 من می دونم ...

دلم هم می دونه که واست مهمه اما چشات تو وچشام نیست که واسم داد بزنه ....

توسط lotus |

باورت كافي بود ...باورم نكردي !


برای زیستن کنار یکدیگر لازم نیست مانند هم باشیم کافی است به تفاوت هایمان احترام

بگذاریم....

توسط lotus |

زمستوني ترينم ...


ديگه شكوفه هم نيست ...

كي ميگه بهار وجود داره !!!

من ديگه بهاري ندارم ....

كي ميبينه اشكي كه الان تو چشمامه !!!

بغض من حالا ديگه همون ابر باروني شده كه تو صاعقش شدي و اون باريد ...داره مي باره !!!

و تو تنها ميگي : متاسفم !!!!!!!

ديگه صداي خوش پرنده به گوش نميرسه واسه كي بخونن وقتي گوش همراهي نيست ؟

واااي خدايــــــــــا ، دلم مي سوزه و آتيشش تو تمام تنم شعله ميكشه ، تو حتي يه كم خاك يه ليوان آّب روم نريختي ... اما خوب هيزمي كنارت داشتي !

صورتم ، چشمام ، گونه هام ، از اشكام خيس خيس شدن ، جاي رد اشكام زخم شده ولي ديگه كسي و ندارم كه به خاطر دلداريم بهم بخنده ، اشكام و پاك كنه ، ببوستم !

پيشوني من تو حسرت مونده !

ستاره هاي زندگيم فقط با نگاه تو نور داشت .... بهارم و خزون كردي و حالا زمستوني ترينم !

ديگه شكوفه اي هم نيست ! شكوفه ها تا ابد در خاك دفن شدن...


ادامه مطلب

توسط lotus |

پست آخـــــــــــــــــــــرم ... شاید .

 

 

دست نو.شته های کاغذیم به دل مینشست اما اینا ...!!!!!

به اینا ساده نگاه میکنیم و ساده میگذریم و با یه کلید ساده پاک میکنیم  ، اما اونا به خاطر موندنی تر بودن ...

ما اینجا نیستیم که زندگی کنیم طبق عادت !!!

من از عادت بیزارم .

چرا هرگز هیچ کس حاضر نشد زندگی کردن رو به زندگیش یاد بده ؟!

آدما تا وقتی خودشون هم امید وارن می تونن امید و به دیگران هم هدیه بدن اما چرا نمیخوان یاس و نا امدی و از لیست

روزانه ی خودشون حذف کنن؟؟

ترس نداره ...اولش سخته ...منم بلد نیستم ...اما اولش همه میگن الکی خوشین و شاد مفز !!!!!

توی تنهاییم با در و دیوارو عروسکای روی دیوار حرف میزنم و با همونا هم مینویسم ....هر کی خواست سراغم و از اونا

بگیره ...

 

 

 

توسط lotus |

 

دیر نیست ...

هرگز برای تازه شدن دیر نیست ..... مثل بهار

ننه سرما تو حسرات عمو نوروز موندو زندگی کرد و خواهد کرد ...

زمستون میاد و میره .

بهار هم میاد و میره .

زمستون و بهار به دنبال هم میان و میرن ، بی وقفه ، آرو م و آروم ...

و این نظم همیشه پایدار اینجاست هرچند کمی جفا کاره !!!

 

                                         اما با همین رفت و آمد هاست که ما میتونیم بگیم :

             عیـــــــــــــــــدتـــــــــــــو ن مبـــــــــــــــارک ....     

               

 


ادامه مطلب

توسط lotus |

دوست دارم


شاید برای داد زدن دیر باشه یا حتی زود ...

اما می خوام تا دیر نشده بازم داد بزنم که :



ادامه مطلب

توسط lotus |

باز هم دلیل ؟؟!!!!!


کاسه ی درد و دلهای من لبریز و سرریز شد اما هنوز حرف دل تنگ من تموم نشده.

نگاه گرم تو که لباس زمستون به تن کرده خوب تونسته هوای بهاری دلم رو تا مرز یخبندان برسونه اما هنوز یه

نسیمی از دیار دل میاد که دلگرمی دل من شده ، تویی که ادعا می کنی اینا فقط توهمه ، خب چرا این توهم و

محو نکردی ؟ نیست نکردی ؟

تا کی برای راه رفتن و گام برداشتن و نفس کشیدن باید کنکور داد ؟ تا کی دنبال دلیلی برای هرچیزی ؟

حتی برای دلدادن ودلدادگی ودلتنگی !!

اونقدر دنبال دلیل گشتی و می گردی و خودت و سرگرم می کنی که گه گاه بین این همه آشفتگی خودتم

گم میکنی و نمیدونی کجایی،اما اینو ترجیح میدی به شاد کردن دل من!

من که دیگه بی ادعای بی ادعام ، بی پناهی رو لمس کردم با رفتنت ، سرگرمیم شده تو خلوت ، خلوت کردن

و روز شماری دیدن تو ، تا الان شده 39 روووووووووووووووز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی در واقع 46 روووووووزززززز!!!!!!!!!

دل شادم آهسته آهسته رنگ غم گرفت و پژمرد حالا که میخوام آخرین تصویر زندگیش صورت تو باشه دریغ

میکنی ؟ بهانه ی دلیل و معلول میاری ؟ نکنه قراره تایمر بزاریم واسه رفع  دلتنگیمون ؟

هنوز هم پنهان کردن درد و از تو ....

گفتم هیچیم نیست تا باب گله باز نشه تا نگی گوله ی آتیشم ، تا نگی دریای طوفانیم ، تا نگی موجب ناآرومیتم

اما بازم تا گفتی" مطمئنی ؟ " کم آوردم و گفتم دلتنگتم ، می خواستم نگم که نشد...

هنوز خیلی بچم ، مگه نه؟

حتما تو هم بزرگی !

تو دائم دنبال دلیلی ، حتما الان هم دلایلت برای دوست داشتنم کافی نیست که دیگه ابرازش نمی کنی !!

اما حتی تو هم نمیتونی هرگز انکارش کنی !!!

اما حتی الان که دارم میترسم از روز موعود دیدار ، بازم میگم
                                               "  دوســــــــت دارم  "

توسط lotus |

من منم ، تو ، تویی !!


دلم کلی گرفته اما تو این تنهایی سیاه کجا میشه یه نقطه ی نورانی دید و بهش چشم دوخت و دل بست ؟

چرا آدما قدر بخشش و نمی دونن و انتظار بخشش و دارن و بخشش و بلد نیستن ؟

دلم هوای گریه داره،می خواد اشکاشو توی لاله ها جمع کنه و پای شمعدونی ها بریزه و از کنار پنجره ی بسته

ی  دلت رد شه !!!

توی آینه به چشام خیره میشم که یه زمانی یکی که اون یکی از قضا تو بودی دوسشون داشت !

چه زود ثانیه ها فراری میشن از دستمون بی اینکه بفهمیم کی اومدن و کی رفتن ، ثانیه ها میرن و می گذرن

درست مثل حالا که گذشته از اون زمانی که تو صدا و دل و نگاه و چشم من و دوست داشتی !

شاید ایراد از نوع دوست داشتن بوده نه از ما ...!!!!

واسه ی دلخوشی دل ساده و تاریک و غم دارم مثل قدیما صدات کردم ، مثل همیشه ، مثل اون وقتها صدات

زدم ، آقای من !!

چقدر خیالش قشنگه وقتی تو مال من باشی و آقای من ، حتی اگه تنهاترین شم .

اومدم و چقدر با خیالت منتظرت موندم اما نیومدی ، دلم ودوباره شکست و بغضش مثل ابر بهاری ترکید و

صداش مثل رعد شد ، نبودی و حالم گرفته شد ، دلم دوباره و دوباره شکسته شد ، غمم افزوده شد و

تنهایی به عکست زل زدم و ....

اما افســــوس ، به خیال تو ما یعنی هیج ، و من برای همیشه من هستم و تو ، تو !

توسط lotus |

رفتن من


... اومدم که بگم رفتنم هم ثبت کردم و رفتم ...

اومدم که بگم آهای خانوما آهای آقاها نه به خدا باورش کنین اصلا تقصیر اون نیست !

اومدم بگم اونی که حق نداشت باور شه من بودم نه تو ...

آره ، اومدم بگم کسی نیاد بهت زور بگه کسی نیاد بهت بگه آهای پسره ی مغرور دختر مردم دیوونت شد و مرد حالا تو با یکی دیگه خوش میگذرونی !!

من به همه میگم تو اینجوری نیستی ...

اومدم بگم که همیشه من بد بودم ، تو خوب ...

من بدی میکردم تو خوبی !!

من اصلا هرگز به حرفات گوش ندادم ...نظرات واسم مهم نبودن ...تا حالا بهت قولی ندادم ...هیچ وقت سر

حرفم نبودم ...

آره خب ...

آخه من یکی دیگه رو دوست داشتم معذرت میخوام اگر تا امروز قایمش کردم آخه نمیخواستم تو رو هم از دست

بدم مثل اون ...

اونی که دوسش داشتم اگه بهم میگفت بمیر میمردم ، میگفت اینو بخور میخوردم ، میگفت چاق شو میشدم ،

لاغر شو ، میشدم ، میگفت بخواب می خوابیدم ، اینو بپوش میپوشیدم ، اونو نپوش نمی پوشیدم، میگفت درس

بخون می خوندم ، میگفت بیا می اومدم ، میگفت بمون میموندم ، میگفت بخند میخندیدم ، میگفت بگو میگفتم ،

میگفت نگو نمیگفتم ، حتی میگفت  واسه آب خوردنم ازم اجازه بگیر میگرفتم ، میگفت زندانیت میکنم میگفتم

چشم ...و ...

به خاطرش تو مترو خم میشدم که خاک شلوارش و پاک کنم ، میگفت بشین میشستم ، میگفت هیــــــــــس

میگفتم چشــــــــــــــــــــم ...

هر کاری میگفت میکردم ...اما رفت ...میگفت دوسم داره همه کسو کارش منم به خدا خودش گفت که مگه جز

من کی رو داره .... اما یادش رفت من دوسش دارم ...

رفت ...

       رفت و یادش رفت که هنوز اجازه نداده گریه کنم ...

تو هم می خوای بری؟

ببخشید ... من در حق تو کوتاهی کردم آخه به خاطر اون اوووووووووووووووووو تا یه جای دور تنهایی رفتم .

ببخشید که شبا خواب اونو میدیدم نه تو رو .

تو نگاهم عکس اون بود نه تو .

تو دلم عشق اون بود نه تو .

تو سرم آرزوی اون بود نه تو .

دلم شور اون و میزد نه تو .

اگه میگفت میره سفر دعا دعا که نره تنهام بزاره .

ببخشید که زندگیم و پناهم و عشقم و عمرم اون بود نه تو.

آخه انصافا اون دوسم داشت ... مهربون بود ..هوامو داشت و بهش تکیه میکرد ...

دوست داشتنی بود ، آخه اون بود که تا سحر باهام حرف میزد ، آرومم میکرد ، اون میگفت خنده هام رو دوست

داره ، اون میگفت صدام و دوست داره ، تو که نمی دونی ، عید که بهش زنگ زدم واسم چه ذوقی کرد که با

صدای من سال جدیدش شروع شد .... خداییش تو اینجوری هستی؟؟؟

می اومد پیشم بغلم میکرد ، بوس میکرد ، اما تو حتی دستم و زوری گرفتی!!

اون دوسم داشت .... مطمئنم ... قسم میخورم ... اما حالا رفته ... نمی دونم چرا ...تو هم نپرس ...

بهانه نگیر .... آره اینا به تو مربوط نیست اما اومدم تا بگم من هنوز همون عشقمو دارم شاید یکی بهتر پیدا کرده

اما اون واسه من تک بود ، من فقط اونو دوست دارم ....همیـــــــــــــــــن !

حالا که اون رفته خب منم میرم ، اینا رو گفتم که ببخشیم واسه رفتنم ، من خیلی دنبالش گشتم ، همه جا رو!

نبـــود ولی !

بازم می گردم اگر نبــود منم میرم ...

منو ببخش که بد بودم ...

بد بودم چون عاشق بودم ...سرائی !!! اولین اسم بود اما سرابی بیش نشد !!

کاش بود تا رفتنم رو تماشا کنه ...شایدم وقتی پیداش کردم بزارم رفتنم رو ببینه !!



توسط lotus |



من امدم اینجا تا شاید ندایی باشم برای صدایی که تو هرگز نشنیده ای ...تا شاید قراری باشم برای بی تابی ای که گونه ای را می لرزاند ...من همان نیلوفریم که مرداب برایش نقشه کشیده بود من نیلوفریم که وقف مرداب شده می داند که حتی یک مرداب هم قبلا چه زیبا بوده و به نیت فراگیری ایستاده امیدوارم خودم مردابی نشم ولی اگر شدم بازهم امیدوارم نیلوفری دیگربه داد منه مردابی هم برسد ...
من همان نیلوفریم که پرواز در سر داشت و مهربانی پیشه اش بود ....آمده ام که بمانم ...تنهایم نگذار ...تو هم همین جا در همین یک قدمی مرز لبخند بمان و در آینه ی من با من بخند ....
اگر گناه کارم نرو بگذار به پاکی نگاهت کنم ...


زیست شناسی سلولی مولکولی
بابک جهانبخش
یک زن و شوهر
اشک نریز
هستم
پسرانه
تقدیر نیلوفر (وبلاگ قبلی خودمه)
از جون شیر تا مرغ آدمیزاد
شب مهتابی
بازاریابی
دوست
خود شکن ( هامون)
گوگوری
گنجشکی که می نویسد
آدرینا
روزگار ما
شعر و ادبیات
من و تو
تبسم ....17 ساله
میکروب های دانشگاه آزاد
اموزش زبان
دیکشنری تخصصی زیست شناسی انگلیسی به انگلیسی
دیکشنری ( synonym)
دیکشنری ( گل نرگس )
گل نرگس
عطرینه
دیکشنری کمبریج
دیکشنری انلاین
درامد میلیونی واقعی
قالب وبلاگ

بابک جهانبخش

RSS 2.0

Designed By ParsTheme